close
تبلیغات در اینترنت
شهید گمنام(احد)
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن
شهدای گمنام
دوران خلافت معاویه بود پنج دهه از آغاز اسلام می گذشت. قرار بود در منطقه احد برای زائرین چاه آبی حفر شود.هنوز مدتی از شروع کار حفاری نگذشته بود که خبر عجیبی در مدینه پیچید!
در محل حفر چاه دو پیکر سالم پیدا شده بود!!
مردم وبزرگان با عجله به منطقه احد آمدند. پیرمردها جلوتر بودند.همه به چهره این دو نفر خیره نگاه می کردند. آری آنها را می شناختند. یکی از بزرگان مدینه که روزگار صدر اسلام را درک کرده بود گفت:
در جنگ احد تعدادی از مسلمین برای جمع آوری غنائم کمینگاه احد را ترک کردند. دشمن از همان نقطه سپاه اسلام را محاصره کرد و تعداد زیادی از مسلمین به شهادت رسیدند.
بعد رو به اولین شهید کرد و گفت: این سعد ابن ربیع است. پسر ربیع ابن عمرو.سعد از قبیله خزرج بود.در بیعت عقبه با پیامبر پیمان بست و از مسلانان واقعی بود.
در روزگاری که هیچکس سواد نداشت او با سواد بود.
او در بدر و احد از پیامبر جدا نشد.در اواسط جنگ، پیامبر به ما گفت:سعد دوازده زخم برداشته!بعد محمد ابن مسلم را فرستاد تا از حال او جویا شود.سعد تا محمد ابن مسلم را دید پرسید:آیا رسول خدا(ص) زنده است؟
فرمود آری.
سعد ادامه داد : به انصار سلام مرا برسان و بگو: شما را به خدا سوگند میدهم.به پیمانی که در عقبه با پیامبر بستید وفادار باشید.نگذارید به رسول خدا(ص) آسیبی برسد.بعدها وقتی خبر شهادت سعد به پیامبر رسید برای او دعا کرد.
بعد سراغ پیکر دیگری رفت که کفار بدنش را تکه تکه کرده بودند. پیرمرد گفت:این عمرابن جموح از قبیله بنی حرام است.
پسرش در پیمان عقبه مسلمان شد.اما خودش در زمان حضور رسول خدا(ص) در مدینه به اسلام گروید.
و بسیار پیر ولنگ بود.لذا پیامبر او را از جهاد معاف کرد.اما او مشتاقانه به میدان احد وارد شد.چهار پسر او در میان سپاه اسلام بودند.آنها مخالف حضور پدر بودند.اما وقتی پدرشان از پیامبر اجازه گرفت آنها چیزی نگفتند.
عمر در حال نبرد فریاد می زد:آرزو دارم با پای لنگ به سوی بهشت بشتابم.وقتی مسلمانان از میدان نبرد عقب نشینی کردند کفار به او حمله کرده و بدن او را تکه تکه کردند.عمر به همراه یکی از پسرانش از شهدای احد بودند.
این واقعه به سرعت در میان مردم مدینه پخش شد.اینکه پیکرهای دو شهید گمنام،دو یاور پیامبر بعد از چهل وشش سال سالم از خاک خارج شده مردم را به تعجب واداشت.
به هر حال پیکر این دو سردار با احترام تشییع و در جایی دیگر به خاک سپرده شد.


نقل از کتاب طبقات جلد چهارم



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , داستان ,
:: برچسب‌ها: شهدای گمنام , شهدای صدر اسلام , شهید , گمنام , حضرت زهرا(س) ,
:: بازديد از اين مطلب : 309
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
تاريخ انتشار : چهارشنبه 29 آبان 1392 | نظرات ()
مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پذیرش تبلیغات
ليست
       
خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان
هدف از ایجاد این سایت آشنایی نسل جوان باجنگ و جبهه و شهادت هست.ما رهروان شهدا تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی زندگی خودشون رو فدا کردند. به امید روزی که برای پاسداشت این بزرگ مردی ها،شهدای عزیز مون همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم. با تمامی سایت ها تبادل لینک داریم دوستان سایت ما رو که لینک کنندو خبر بدهندلینک میشن.

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت