close
تبلیغات در اینترنت
پاسدار شهید مرتضی عزیزخانی
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن

پاسدار شهید مرتضی عزیزخانی

زندگی نامه:


در آخرین ماه پاییز سال 1344 در سوم شهریورماه در خانواده ای مذهبی و علاقه مند به روحانیت فرزندی به دنیا آمد که نامش را به تأسی از مولایشان حضرت علی (ع) مرتضی نامیدند .

از همان اوان تولد در تربیت این فرزند کوشا بودند و او را تحت تربیت اسلامی و قرآنی قرار دادند . بطوریکه از همان دوران کودکی نمازش را می خواند با پدرش در مراسم مذهبی که در روستا برگزار می شد ، فعالانه شرکت می کرد .

دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان شهید مطهری کذراند و بعد از آن مشغول ادامه تحصیل در مدرسه راهنمایی شهید باهنر گردید که این دوران را با موفقیت پشت سر گذراند .

از خصوصیات و ویژگی های بارز مرتضی علاقه مندی به راه و روش روحانیت بود و با توجه به اینکه در ایام فاطمیه در سال هر سال مراسم عزاداری در منزل ایشان برگزار می گردید ، مرتضی به صورت فعال مشغول پذیرایی از عزاداران بود و از این کار بسیار لذت می برد و این علاقه او به روحانیت تا جایی بود که بعضی وقتها لباس روحانیت می پوشید و مشغول سخنرانی می شد .

در فعالیتهایی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در طالخونچه جریان داشت به همراه دیگر جوانان فعالیت داشت که فعالیتهای ایشان زیر نظر روحانی جوان و انقلابی[1] روستا بود .

دوران تحصیلات دبیرستان خود را در اصفهان به همراه مصطفی برادرش و پسر عمه اش حجت ا... در دبیرستان هاتف اصفهان شروع نمود و بعد از گذراندن سال اول دبیرستان در رشته علوم انسانی بدلیل شرایط موجود و علاقه مندی به خدمت در بسیج تحصیلات را رها نمود و در این ارگان مقدس بصورت شبانه روزی مشغول خدمت گردید .

دوران فعالیت ایشان در بسیج طالخونچه بود که در اکثر فعالیتهای بسیج که شامل تأمین امنیت روستا ، شرکت در مراسمات ، برگزاری کلاسهای قرآن ـ دعای کمیل و ندبه و توسل ، شرکت فعال در ساختمان سازی بسیج می باشد .

ایشان برای اولین بار بعد از گذراندن آموزش نظامی بسیج در پادگان ثارالله سپاه شهرضا در سال 1361 بصورت بسیجی عازم جبهه شد و در عملیات رمضان و محرم شرکت نمود .

مرتضی در سال 1362 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و مراحل گزینش و پذیرش را در سپاه مبارکه گذراند . و در تاریخ 15/6/1362 به عنوان پاسدار عازم سنندج که در آن زمان تیپ قمر بنی هاشم (ع) در آنجا بود ، گردید و در قسمت موتوری بعنوان سقای رزمندگان مسئول بردن آب به سنگر های رزمندگان (عملیات والفجر 4) شده بود .

ایشان به دلیل روحیه جهادی و شجاعت که در وجودشان بود از مسئولین درخواست انتقال به گردانهای رزمی را نمودند که با اصرار و پافشاری سرانجام به گردان مقدس امام حسین(ع) انتقال یافتند و به همراه دوست صمیمی خود سید تقی هاشمی در این گردان به عنوان تک تیرانداز مشغول خدمت شدند . و در عملیات والفجر 4 شرکت نمودند و بعد از آن در خطوط پدافندی مختلف و عملیاتهای بدر و والفجر 8 شرکت نمودند . ایشان در دوران دفاع مقدس در جنگ مسئولیتهای مختلفی تا رده جانشین گردان داشتند تا اینکه قبل از عملیات والفجر 8 جهت آموزش فرماندهی عازم تهران شدند و با موفقیت این آموزش را پشت سر گذاشتند و خود را برای عملیات والفجر 8 آماده نمودند .

مرتضی در این زمان یک فرمانده مقتدر و شجاع و دوستدار فرماندهان و نیروهای گردان شده بود و در عملیات والفجر 8 به عنوان فرماندهی گروهان یکم مسئولیت عبور حماسی از رودخانه خروشان اروند رود را برعهده داشتند . و به جهت حساسیت این محور از عملیات تعدادی از افراد کار کشته و با تجربه را در اختیار ایشان قرار دادند و مرتضی با فرماندهی و درایت خود بعد از حرکت غواص ها و شکستن کمین دشمن به صورت برق آسا سوار بر قایق ها به همراه تجهیزات بسیار کم اما با روحیه و ایمان قوی به سمت دشمن یورش بردند و در همان ساعتهای اولیه توانستند از دشمن در آن طرف اروند رود خروشان که سرعت آن حدود 50 کیلو و در حالت مد قرار داشت ........... بگیرند و این حرکت ایشان باعث شد که دیگر رزمندگان بتوانند به سمت اروند رود حرکت کنند و ساحل اروند رود به طور کامل در اختیار رزمندگان قرار بگیرد .

آری این فرمانده عزیز در آن شب سرد بهمن سال 64 تا صبح با دشمن مشغول جنگ بود و سنگرهای دشمن را یکی پس از دیگری درهم می کوبید تا سرانجام در صبحدم 23 بهمن پیروزی رزمندگان اسلام را تثبیت کرد .در این اثناء تصمیم گرفت که لحظه ای استراحت کند اما موقعیکه چشمش به دیگر همرزمان شهیدش افتاد تصمیم بر انتقال این عزیزان گرفت ولی چون هیچ خودرویی نبود و در آنجا یک خودروی عراقی بود مشغول مشغول آماده نمودن آن بود که ناگهان یک گلوله آر پی جی 11 شلیک شده از طرف دشمن به سمت مرتضی او را به آرزوی همیشگی اش رساند و بر اثر اصابت ترکش به گلویش به دیدار لقاء ا... شتافت .

آری مرتضی که در راه رسیدن به شهادت و پیوستن به دوست صمیمی خود (سید تقی هاشمی) لحظه شماری می کرد به این آرزوی خود رسید و در گلستان شهدا طالخونچه در میان حزن و اندوه مردم به خاک سپرده شد .

مادر این شهید گرانقدر هم با توجه به فقدان فرزندش و گریه های طولانی سرانجام در سال ................. رحلت نمود و پدر این شهید والامقام در ....................... بر اثر تصادف به دیار باقی شتافت .



وصیت نامه:


بسم اله الرحمن الرحیم

هرچند خود را لایق شهادت نمی دانم ولیکن بر حسب تکلیف وصیت نامه کوتاهی به شرح زیر می نویسم :

انا لله و انا الیه راجعون

ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم

آری ما همه چیزمان از اوست و هستی مان از اوست و زنده بودن و مرگ هم در دست اوست پس نباید از رفتن به پیش او ناراحت باشیم این آرزوی همگی ماست و باید باشد که هرچه زودتر به پیش او برویم چون هر چه بیشتر بمانیم گناهانمان زیادتر می شود و بگذار با همین بار سنگین که از گناه است برویم که سنگین تر نشود و برای هیچکس نباید این مسئله مبهم باشد چون که این روزها روز ماندن نیست و باید برای اسلام رفت و در راه او شهید شد ، پی ای هم ردیفان من و دیگر کسان اگر مسلمانید باید این راه را بروید و به فرمان بزرگ رهیر اسلام و تشیع ندای لبیک بدهید و اگر ندای لبیک ندهیم به خدا قسم مسئولیم و فردای قیامت در پیش خدا باید جواب خون این همه شهید را بدهیم و آن موقع دیگر هیچ راه عذرخواهی نداریم زیرا که رهبری آگاه داریم که تمام مسائل را برایمان می گویند و باز روی سخنم با آن کسانی است که شانه خالی می کنند و تمام مسائل را توجیه می کنند و می گویند که این کار ما نیست و یا نمی توانیم و خلاصه به هرنحوی خود را مسئول این کار نمی دانند .

باید این نکته را بدانند که مسئولند و اگر بی خودی شانه خالی کنند و مسائل را توجیه کنند فردای قیامت اینها باز و خواست دارد ، پس بهتر است که به ندای امام عزیز و فداکارمان لبیک بگویید و بیایید و برای اسلام خدمت کنید و از این که این همه پرحرفی میکنم و می گویم که باید چکارکنید می بخشید و خودم این کار را نکرده ام و ناراحتم که نتوانسته ام کوچکترین قطره ای از دین خود را نسبت اسلام ادا کنم و باز سخنم با آن کسانی است که نشسته اند در پشت جبهه ، در شهر ها و فقط در کارند که روحیه ها را تضعیف کنند و شخصیتهای مملکتی را بکوبند ، بگویم که آنها کور خوانده اند و تا زمانیکه ایران این رهبر عزیز را و این ملت آگاه را دارد آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند و بعد از آن هم نمی توانند زیار که ما شخصیتهایی همچون حجت الاسلام خامنه ای و رفسنجانی داریم و به اضافه دیگر سروران عزیز و آگاه که همگی مشتی محکم بر دهان شماها خواهند کوبید که بدون هیچ آگاهی چنین حرفهایی می زنید و تفرقه می اندازید و امروز ما همگی وظیفه داریم که با عمل خود اولاً امام و بعد یاران صدیق او را در راه پیروزی اسلام و انقلاب یاری کنیم .

بطور کلی و باز سخنم با مردمی که می گویند برای مقام رفت باید بگویم که نه برای اسم در کردن و نه برای مقام ، بلکه مسئول بودیم و باید می رفتیم و برای خدا رفته ایم و همه کارمان برای اوست .

و در پایان سخنی با خانواده ام :

ای خانواده عزیزم ، پدر گرامیم و مادر مهربانم و دیگر خواهران و برادرم و خویشان برای من هیچ ناراحت نباشید چونکه شما فرزندتان را در راه خدا داده اید و این چیزی بود که از او گرفته بودید و حال به او پس دادید و از این خوشحال باشید که در امانت او خیانت نکرده اید و به او پس داده اید و برای من ناراحت نباشید و گریه هم اگر خواستید بکنید بیاد علی اکبر حسین باشید و گریه کنید و صبر داشته باشید که خداوند با صابران است و شما که با قرآن آشنائید می دانید که خدا در قرآن چقدر آیه درباره صبر گفته است و چقدر صابران را دوست دارد ، پس صبر را پیشه کنید و از دیگر دوستان و خویشان می خواهم که راهم را ادامه دهند ، در ضمن این وصیت را موقعی می نویسم که همین امشب ساعت 12 عازم حمله هستیم .

شب حمله، شب دیدار مهدی است                         به سنگر سر کشیدن ، کار مهدی است

در ضمن از همگی حلالیت می طلبم .

30/12/62  مرتضی عزیزخانی



7 ـ حضرت حجه الاسلام والمسلمین مهدی الهی که نقش ممتازی در جذب جوانان به بسیج داشت.



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ع--ل , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه ع--ل , شهید مرتضی عزیزخانی , عملیات والفجر8 ,
:: برچسب‌ها: شهدا , پاسدار شهید مرتضی عزیزخانی , شهادت , شهید , شهیدان دفاع مقدس , پاسدار , وصیت نامه شهدا , وصیت نامه , شهدای شهر طالخونچه , شهر طالخونچه , طالخونچه , شهدای طالخونچه , زندگی نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 867
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 20
تاريخ انتشار : سه شنبه 20 تير 1391 | نظرات ()
مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پذیرش تبلیغات
ليست
       
خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان
هدف از ایجاد این سایت آشنایی نسل جوان باجنگ و جبهه و شهادت هست.ما رهروان شهدا تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی زندگی خودشون رو فدا کردند. به امید روزی که برای پاسداشت این بزرگ مردی ها،شهدای عزیز مون همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم. با تمامی سایت ها تبادل لینک داریم دوستان سایت ما رو که لینک کنندو خبر بدهندلینک میشن.

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت