close
تبلیغات در اینترنت
شهدا - 4
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن


جانباز شهید علی اکبر نفریه


شهید علی اکبر نفریه در سال 1333 در یک خانواده مذهبی در شهر طالخونچه دیده به جهان گشود . در حال تحصیل تا مقطع دیپلم بود که پدر که تنها نان آور خانواده بود، را از دست داد . سرپرستی خواهران و تنها برادر و مادرش بعهده ایشان شد و ناچاراً تحصیل را رها کرد و از طریق شغل رانندگی روی کامیون خانواده را امرار معاش می نمود .


به ادامه مطلب رجوع کنید.....




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه م--ی , شهیدعلی اکبر نفریه ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهر طالخونچه , شهدای شهر طالخونچه , زندگی نامه , وصیت نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1173
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 40
تاريخ انتشار : چهارشنبه 07 تير 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : akmarandi


عباس دوران

خلبان شهید عباس دوران در 20 مهر 1329 بدنیا آمد.او جهت تکمیل دوره خلبانی در سال 1349 به آمریکا اعزام شدو در سال 1351 به ایران بازگشت.در 22 تیر 1358 با نرگسخاتون (مهناز)دلیر روی فرد ازدواج کرد و در نهایت در31 تیر ماه 1361 در بغداد به شهادت رسید.پیکر مطهرشبعد از 20سال بهمراه 570 شهید دیگر به خاک پاک میهن بازگشت.

...بقیه را در ادامه مطلب بخوانید




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه چ--ر ,
:: برچسب‌ها: شهید عباس دوران , شهدا , طالخونچه , وصیت نامه , زندگی نامه , خاطرات ,
:: بازديد از اين مطلب : 1187
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 30
تاريخ انتشار : سه شنبه 06 تير 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

به نام خداوندیکه انسان را آفرید و در درون وی عشق


را نهاد تا به تمام خوبی ها عشق بورزد و بر سر راه آرمانها و


مقدساتش جان فدا کند و مصداق این شعر قرار گیرد که :


جان که نه در راه عزیزان بود       بار گرانی است کشیدن به دوش



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ع--ل , شهیدعلی اکبرعبدی ,
:: برچسب‌ها: شهدا , جانباز شهید علی اکبر عبدی , شهدای شهرطالخونچه , شهدان دفاع مقدش , زندگی نامه , وصیت نامه , خاطرات ,
:: بازديد از اين مطلب : 1080
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 35
تاريخ انتشار : دوشنبه 05 تير 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید عباس حیدریان

برای مطالعه بیشتر در مورد شهید به ادامه مطلب رجوع کنید...



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات , شهید عباس حیدریان ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید عباس حیدریان , شهدای شهر طالخونچه , شهیدان دفاع مقدس , زندگی نامه , خاطرات , وصیت نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1467
|
امتياز مطلب : 1
|
تعداد امتيازدهندگان : 1
|
مجموع امتياز : 46
تاريخ انتشار : چهارشنبه 31 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

خداوندا .....

در پیشگاه عظمت و جبروتت با تو پیمان می بندیم که این انسانهایی را که مایه فخر بشریتند

 و این شهیدانی را که بسیار پیش از شهادت شهید بوده اند را همیشه چون چراغی درخشان

 بر فراز راهمان قرار دهیم و راهی را که پیمودند ، بپیمائیم . خداوندا به اسم اعظم و خون

 شهیدانت با خون و جان خود سوگند یاد می کنیم که تا آخرین دم حیات برای نابودی کفر

 پیشه گان این عصر که رأس همه آنان شیطان خونین چنگ آمریکا و همه فرزندان و دست

 نشاندگان این ابلیس بزرگ است لحظه کوتاهی از پای ننشینیم و هیچ تلاش و هیچ مبارزه

 ای را دریغ نکنیم .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , دست نوشته , شهید علی هاشمیان , شهیدعلی هاشمیان ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 2172
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 65
تاريخ انتشار : شنبه 27 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن
شهید علی هاشمیان

...ادامه مطلب را مشاهده فرمایید


:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه م--ی , شهید علی هاشمیان , شهیدعلی هاشمیان ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید علی هاشمیان , شهدای طالخونچه , شهدای شهر طالخونچه , وصیت نامه , زندگی نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 747
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 55
تاريخ انتشار : شنبه 27 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

محمدرضا رحیمیان زاده

نام : محمدرضا


نام خوانوادگی:رحیمیان ‌زاده‌ طالخونچه

نام پدر:کریم

تاریخ تولد:۲۴/۰۶/۱۳۴۰

تاریخ شهادت:۱۰/۰۵/۱۳۶۱

محل شهادت :جنوب کوشک

محل اعزام کننده:بسیج


زندگینامه:

رحیمیان زاده طالخونچه، محمدرضا/ الف -  ش : بيست و چهارم شهريور 1340، در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود. پدرش کریم، بازنشسته شرکت نفت بود و مادرش فرخ نام داشت.  دانش آموز چهارم متوسطه در رشته  تجربی بود. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور يافت. دهم مرداد 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شکم شهيد شد. مزار او در گلستان شهدای اصفهان واقع است.



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه چ--ر , محمدرضارحیمیان زاده ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید محمد رضا رحیمیان زاده , شهدای شهر طالخونچه , شهدای دفاع مقدس , زندگی نامه , وصیت نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 881
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 40
تاريخ انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید شمس علی رجبی طالخونچه

نام :شمس علی


نام خوانوادگی:رجبی ‌طالخونچه‌

نام پدر:عوضعلی

تاریخ تولد:۲۰/۰۵/۱۳۳۱

تاریخ شهادت:۰۸/۰۹/۱۳۶۰

محل شهادت :محور بستان

محل اعزام کننده:بسیج



زندگینامه:

رجبی طالخونچه، شمسعلی/ الف -  ش : بيستم مرداد 1331، در  شهر طالخونچه از توابع شهرستان مبارکه چشم به جهان گشود. پدرش عوضعلی، بازنشسته آتش نشاني بود و مادرش شوکت نام داشت.  تا پایان دوره کارشناسی در رشته علوم و فنون نظامی درس خواند.  راننده تاکسی بود. سال1354 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و يك دختر شد. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور يافت. نهم آذر 1360، در بستان بر اثر اصابت ترکش به سر شهيد شد. مزار او در گلستان شهدای اصفهان واقع است.



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه چ--ر , شمس علی رجبی ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شمس علی رجبی , زندگی نامه , وصیت نامه , شهدای شهر طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1501
|
امتياز مطلب : 4
|
تعداد امتيازدهندگان : 4
|
مجموع امتياز : 44
تاريخ انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

منصور عباسپورطالخونچه

نام :منصور


نام خوانوادگی:عباسپورطالخونچه

نام پدر:رجبعلی

تاریخ تولد:۰۶/۰۴/۱۳۴۲

تاریخ شهادت:۲۰/۰۷/۱۳۶۱

محل شهادت :مریوان

محل اعزام کننده:سپاه

زندگی نامه شهید:

عباس پورطالخونچه، منصور/ الف -  ش : ششم تير 1342، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش رجبعلی، کارگرجهاد سازندگي بود و مادرش خاور نام داشت.  تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور يافت. بيستم مهر 1361، در سردشت  بر اثر اصابت گلوله به کتف گروهک کومله شهيد شد. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش واقع است. برادرش فرهاد نيز شهيدشده است.



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ع--ل , شهیدمنصورعباسپور ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید منصور عباسپور , شهدای شهر طالخونچه , وصیت نامه , زندگی نامه , شهدای دفاع مقدس ,
:: بازديد از اين مطلب : 1128
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 39
تاريخ انتشار : دوشنبه 22 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

نام:اکبرشهید اکبر صداقت طالخونچه
نام خانوادگی:صداقت طالخونچه
نام پدر:عباسقلی
تاریخ تولد:۶/۶/۱۳۴۵
تاریخ شهادت:۲۲/۲/۱۳۶۲
محل شهادت:شرهانی
محل اعزام کننده: بسیج

زندگی نامه:

صداقت طالخونچه، اکبر/ الف -  ش : ششم شهريور 1345، در  شهر طالخونچه از توابع شهرستان مبارکه چشم به جهان گشود. پدرش عباسقلی، بقال بود و مادرش قمر نام داشت.  دانش آموز اول راهنمایی بود. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور يافت. بيست و دوم فروردين 1362، در شرهانی ایلام بر اثر اصابت ترکش به پشت توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلستان شهدای اصفهان واقع است.



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ز--ظ , شهیداکبرصداقت ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 838
|
امتياز مطلب : 3
|
تعداد امتيازدهندگان : 7
|
مجموع امتياز : 39
تاريخ انتشار : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : montaghem

می خواستیم بریم عروسی دختر خواهرمشهید ستوده

برف اومده بود و هوا خیلی سرد بود

اتفاقاً حسن آقا همون روز برای انجام كار اداری با ماشین سپاه اومده بود

بهش گفتم: مادر جون!

می خواهیم بریم عروسی

هوا خیلی سرده

اگه می تونی ما رو برسون

حسن گفت: مادر جان ، این ماشین بیت الماله

من حق استفاده شخصی از اون رو ندارم...

 

                                        راوی: مادر شهید حسن ستوده



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 592
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 40
تاريخ انتشار : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : montaghem

وقتی برگشتن بهشون گفتن : دو سه روز که مادر پیری اومده و با شما کار داره ... یک ساک همراهش بود ... بازش کرد ..یک لنگه کفش کتونی پاره از توی پلاستیک در اوورد ... گفت : مادر !! دوسال پیش وقتی جنازه بچه ام رو اووردید یه لنگه کفش داشت ... لنگه دومش رو نیووردید ... چندتا مادر شهید منتظر ...

 



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 1963
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 46
تاريخ انتشار : شنبه 13 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : montaghem

توی فکه داخل خاک عراق ، یه گلستان دسته جمعی از شهدا کشف کردن ... عراقی ها شهدا رو به صورت زیگ زاگ روی هم انداخته بودن و روی اونا خاک ریخته بودن... تپه ای از شهدا درست شده بود هفت شهید را از زیر خاک بیرون آوردن ... تاظهر فرداش...سیزده تا شهید دیگه هم کشف شد که مجموعشون به بیست رسید . اما نکته عجیب ، بیست و یکمین شهید بود ... با سرنیزه اطراف پیکر رو خالی کردن...خاک هارو کنار زدن ...لباس کامل ...دکمه ها بسته ... بند حمایل و تجهیزات ...خشاب ..قمقمه ...یک فانسقه به تجهیزات و یکی به پیکر ...جوراب ... اما ...!!! خیلی عجیب... پیکر نبود ... مثل اینکه کسی داخل این لباس نبود ... شاید شب لیله الرغایب از خدا خواسته بود تا اونو پیش خودش ببره ... ما هم میتونیم ؟؟؟



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 660
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 25
تاريخ انتشار : شنبه 13 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن


هرکس با شنیدن یازدهم دی ماه یاد چیزی می افتد. اما برای من یازدهم دی یعنی سید مجتبی علمدار؛ آخر یازدهم دی ماه هم روز ولادت پربرکتش بود و هم شهادت غمبارش. نمی دانم چقدر می شناسیدش ولی اگر مایلید کمی با این جانباز شهید و مداح با اخلاص اهل بیت(ع) بیشتر آشنا شوید چند منزلی قافله شهداء را همراهی کنید تا ببینیم که کسیکه همه وجودش متعلق به حضرت زهراء(س) و فکر و ذکرش دوستان شهیدش است؛ چطور مثل شهیدی زنده زندگی می کند و خود را به آنها می رساند.



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات , آشنایی با شهدا زندگی نامه , آشنایی باشهدا وصیت نامه ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 587
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 12
تاريخ انتشار : پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

"شرمنده تونیم شهدا"، قافیه شد تو شعر ما
ردیف شعرمون همش" "چیکار کردیم بعد شما؟! "

هرچی شما خاکی بودین، ساده و افلاکی بودین
دادیم شما رو بکشن، با قُپِّه ها، درجه ها

کوچیک بودید، حقیر بودید، دادیم بزرگتون کنن
عکساتونو چاپ بزنن، رو پسترا و بنرا


این چاه اگه آبم داره، واسه ی ما خوب نون داره
چوب حراجتون زدیم، تو میدونا، خیابونا

آی خونه دار و بچه دار، زنبیل و بردار و بیار
پلاک و استخوان داریم، تحفه ی راه کربلا

پلاک و استخوان داریم، یک عالمه جوون داریم
شهری تو آسمون داریم، پاشین بیاین دُکّونِ ما

گردنمون که کج میشه، غرورمون فلج میشه
کی میدونه راست یا دروغ؟ شرمنده تونیم شهدا

گاهی یکسال آزگار، سراغتونم نمیآیم
گاهی میگیم مارش بزنن، با تاج گل مییایم ادا

چندوقت یکبار لباستون، تو تنمون زار میزنه
وبال چفیتون میشیم، همایشا، نمایشا

جنگل مولایی شده، شهرمون از دوز و دغل
هرکی به فکر خودشه، سواره ها، پیاده ها

چیکار کردیم بعد شما؟ به عقل جِنَّم نمی آد!
سکه زدیم به نامتون، اما تو بازار رِبا

خلوص نیت نداریم، ما حاج همت نداریم
همش داریم بیرون میدیم، فوق لیسانس و دکترا

دکترامون میگن شما، بچه رو دِپرس میکنید
دادیم که حذفتون کنن، از قصه ها، سانسور چیا

بچه هامون بچه هاتون، بنگی شدن، رنگی شدن
رومی شدن زنگی شدن، شرمنده ایم رومون سیا


من چی بگم آخر شعر، جون و دلم آتیش گرفت
شهید کشی بسه دیگه، جون امام وشهدا

شاعر: شهروز گودرزی



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , شعر ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 820
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
تاريخ انتشار : پنجشنبه 11 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید محسن علامی




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ع--ل , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه ع--ل , شهیدمحسن علامی , عملیات محرم ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید محسن علامی , شهدای شهر طالخونچه , شهیدان دفاع مقدس , وصیت نامه , زندگی نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 996
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 20
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید غلامعلی خلیلی

زندگینامه :شهید غلامعلی خلیلی

شهید غلامعلی خلیلی در چهارم آذرماه سال 1346 درروستای طالخونچه در میان خانواده ای کشاورز ومذهبی بدنیا آمد و پس از گذراندن دوران ابتدایی بهعنوان کارگر ساختمانی در کنار یکی از بنّاهای طالخونچه مشغول بکار شد و از همان کودکی پر شور وفعال بود و با شروع انقلاب در تمام تظاهرات ضدرژیم شاه شرکت می کرد بعد از پیروزی انقلاب در سال 60از عشق و علاقه زیادی که به سپاه پاسداران داشت در بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرضا ثبت نام کرد وشروع به فعالیت نمود .او عشق و علاقه زیادی به امام (ره) و ولایت فقیه داشت ، از همان اوایل عاشق شهادت بود و همیشه می گفت من باید به جبهه بروم و شهید بشوم زیرا مردن در بستر برای من ننگ است ، وی چندین بار می خواست به جبهه برود اما چون سنش کم بود او را قبول نمی کردند تا اینکه در اول شهریورماه 61 با گریه و التماس از پدر و مادر خود رضایت گرفت و از طرف بسیج مبارکه به جبهه اعزام شد و مدت سه ماه در جبهه بود تا اینکه در عملیات پیروزمندانه محرم به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادترسید .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد


وصیت نامه


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

ما همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم مپندارید آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده گانند بلکه آنان زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند. سلام بر تو ای رهبر بزرگ و سلام بر تو ای پدر و مادر ، سلام بر شما که اینگونه فرزندان خود را در دامن پاک پرورانده اید و او را به خدای خود هدیه کرده اید . مادر جان امیدوارم که مانند فاطمه زهرا (س) بر سر من مادری کنی مبادا ناراحتی به خودت راه دهی و برای پسرت ناراحت باشی و به جای گریه و زاری شادی و مباهات را برگزینید تا دیگران ادامه دهنده راهم باشند ، به خواهرانم بگویید که زینب وار عمل کنید ، قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر شما می ترسد تا سرخی خون من حجابتان را رعایت کنید تا مرید زینب باشید و در نمازهای جمعه و دعاهای کمیل و توسل شرکت کنید . امام عزیز و رزمندگان را دعا کنید . مادر عزیزم مبادا بخاطر از دست دادن من منتی بر سر کسی بگذاری و پدر عزیزم باید مرا ببخشید که در زندگی به تو کمکی نکردم مراحلال کنید ، به برادر و خواهران و خویشاوندان بگویید اگر بدی از من دیدید مرا حلال کنید ، در پایان طول عمر امام عزیزرا از خداوند متعال خواستارم .

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

برادر شما غلامعلی خلیلی




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه چ--ر , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه چ--ر , شهیدغلامعلی خلیلی , عملیات محرم ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید غلام علی خلیلی , شهدای شهر طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1393
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید نعمت الله مهدوی




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه م--ی , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه م--ی , شهید نعمت الله مهدوی , عملیات محرم ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید نعمت الله مهدوی , شهدای شهر طالخونچه , شهدای طالخونچه , شهیدان دفاع مقدس , طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1026
|
امتياز مطلب : 1
|
تعداد امتيازدهندگان : 1
|
مجموع امتياز : 11
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن


شهید زین العابدین زینلی




:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات , آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ز--ظ , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه ز--ظ , زین العابدین زینلی , عملیات محرم ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید زین العابدین زینلی , شهدای شهر طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1225
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 15
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید اسمائیل خوشکام

درسال 1338 در روستای طالخونچه فرزند  حسن  خانواده بود که پا به عرصه هستیگذاشت. ایشان در خانواده ای متدین و مؤمن و بی آلایش و باصفا و مستضعف به دنیاآمد.ایشان به شغل دامپروری و چوپانی مشغول بودندو مادر ایشان هم علاوه بر انجام وظائف مقدس مادری همیار همسر خود بودند.اسماعیل که شرایط خانواده خود راکاملاً درک کرده بودند از همان ابتدای کودکی همراه و همیار پدر خود در امر دامپروری و چوپانی بود.

به ادامه مطلب رجوع کنید....






:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه چ--ر , شهیداسماعیل خوشکام , عملیات والفجر10 ,
:: برچسب‌ها: شهدا , پاسدار اسماعیل خوشکام , شهید , شهدای شهر طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1098
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید علی تقی پور


شهید علی تقی پور در سال 1340 در روستای طالخونچه در خانواده ای مستضعف و مسلمانچشم به جهان گشود . او در سن 6 سالگی به مدرسه ابتدایی راه یافت و دوره ابتدایی را باموفقیت پشت سر گذاشت . در همین زمان بود که پدرش را از دست داد و در یتیمی بزرگ شد .شهید روزها بکار مشغول و شبها با رنج و مشقت فراوان به مبارکه می رفت تا اینکه درس بخواندبالاخره دوره راهنمایی را پشت سرگذاشت و چون وضع مالی ایجاب نمی کرد که به تحصیلات خود ادامه دهد مجبور شد ترک تحصیل کرده و به کار بنایی مشغول شود تا اینکه مخارج زندگی را اداره نماید .




به ادامه مطلب رجوع کنید...




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه الف--ج , شهیدعلی تقی پور ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید علی تقی پور , شهدای شهر طالخونچه , طالخونچه , دفاع مقدس , تقی پور ,
:: بازديد از اين مطلب : 2331
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 15
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید رمضانعلی عرب

شهید رمضانعلی عرب ، فرزند محمد علی به شماره شناسنامه 167صادره از شهرضا ، در تاریخ 1/11/1340 هجری شمسی در خانواده ایمتدین در شهر طالخونچه به دنیا آمد . ایشاناولین فرزند خانواده بودندکه تحصیلات ابتدایی خود را در سن هفت سالگی در دبستان شهیدمطهری شروع نموده ، در سال 1352 تحصیلات ابتدایی خویش رابهپایانرسانیدومقطعراهنمایی را در سال 1354 به دلیل عدم وجود فضایآموزشی در طالخونچه شروع نمودند .



به ادامه مطلب توجه فرمایید...




:: موضوعات مرتبط: آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه ع--ل , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه ع--ل , شهید رمضانعلی عرب , بیت المقدس ,
:: برچسب‌ها: شهدا , رمضانعی عرب , شهدای شهر طالخونچه , شهدای دفاع مقدس , طالخونچه ,
:: بازديد از اين مطلب : 1094
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 9
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

بابا مجتبي سلام

اميدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. يادش بخير! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم مي آمدي.هميشه خبر آمدنت را خانم مربي ام به من مي رساند: سيده زهرا علمدار! بيا بابات آمده دنبالت. و تو در کنار راه پله مهد کودک مي نشستي و لحظه اي بعد من در آغوشت بودم. اول مقنعه سفيدم را به تو مي دادم و با حوصله اي بياد ماندني آن را بر سرم مي گذاشتي و بعد بند کفشهايم را مي بستي و در آخر، دست در دستان هم بسوي خانه مي آمديم و با مامان سر سفره ناهار مي نشستيم و چه بامزه بود.

راستي بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برايت و بعد از آن با صداي بلند، رو به روي عکس تو ايستادن و خواندن؛ انگار آدم سبک مي شود. مادر مي گويد: بابا خيلي مهربان بود،اما خدا از او مهربانتر است و من مي خواهم بعد از اين نامه اي براي خدا بنويسم و به او بگويم که مي خواهم تا آخر آخر با او دوست باشم و اصلاً باهاش قهر نکنم. اگر موفق شوم به همه بچه ها خواهم گفت که با خدا دوست باشند و فقط با او درد دل کنند. مادر بزرگ مي گويد هرچه مي خواهي از خدا بخواه و من از خدا مي خواهم که پدر مردم ايران حضرت آيت ا.. خامنه اي را تا انقلاب مهدي(عج) محافظت فرمايد و دستان پر مهر پدرانه اش هميشه بر سرِ ما فرزندان شهدا مستدام باشد.


ان شا ا.. ، خدانگهدار– دخترت سيده زهرا



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , دل نوشته ,
:: برچسب‌ها: شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 631
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 15
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

شهید علی هاشمیان

زندگینامه:

شهید هاشمیان پس ازمهاجرت خانواده از طالخونچه به خرمشهردر سال 1338درخرمشهر ودر خانواده ای متدین ومذهبی دیده به جهان گشودوتا پایان تحصیلات متوسطه در خرمشهر به سر برد.ایشان از سن دوازده سالگی به همراه بچه های محل فعالیتهای مذهبی خود را در کتابخانه مسجدامام جعفر صادق(ع) در خیابان چهل متری خرمشهر آغاز کردند.ایشان به مطالعه علاقه زیادی داشت به طوری که درامدحاصل ازکار خود را صرف خرید کتاب میکرد.به هنگام نماز قرآن ونهج الابلاغه میخواند وپیوسته میگفت:نباید قرآن را تنها بر سر قبرها بخوانیدبلکه باید دستورات آن را در زندگی به کار ببرید.علی با علاقه وافر در دبیرستان هم دانش آموز ممتازبود ومرتب جایزه میگرفت.به دلیل اینکه ایشان از فعالیتهای خود در منزل سخن نمیگفت بسیاری از کارها وفعالیتهای ارزشمندوایثار گرانه وی بر ما پوشیده است.ایشان هر کاری را برای رضای خدا انجام میدادندنه برای تظاهر وریا.

کسب علم به نقل از مادر شهید:

علی بسیار اهل مطالعه بود وبه کتاب خواندن عشق می ورزیدبه گونه ای که شبها تا صبح مشغول کتاب خواندن بودوگاه در حالی که کتاب در دستش بودبه خواب می رفت.گاهی احساس میکردم خیلی خسته به نظر میرسدبرای همین کتابهایش را بین شاخه های نخلی که در حیاط خانه بود مخفی میکردم شایدکمی استراحت کند.

کمک به پدر ومادر:

ایشان از هر فرصتی برای کمک به دیگران به خصوص پدر ومادراستفاده میکردند.آن وقتها پدر مغازه ای داشتند،علی هر وقت از مدرسه می آمد سری به مغازه می زد وبه پدرش کمک میکرد.اوقرائت صحیح حمدو سوره را به همراه سوره های کوچک قرآن ومعنای آن سوره ها را به مادرش می آموخت ودر کارهای خانه به وی کمک مینمود.ودر پاسخ مادر همیشه یک کلمه میگفت:چشم

توصیه امام:

نقل از آقای شریعت:

درآن زمان اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا وآمریکااز امام خواسته بودند به آنها توصیه ای بفرمایندوامام فرموده بودند:روزهای دوشنبه وپنج شنبه را روزه بگیرید.

شهید از زمانی که این توصیه را شنیده بودندهر دوشنبه وپنج شنبه چه بساروزهای دیگر را روزه بودندودر سایر مواقع به غذای ساده ومختصر قناعت می نمودند.

در پناه قرآن:

علی به خواندن قرآن وآموزش آن اهتمام ویژه ای داشت.هرجایی که می رفت کلاس قرآن دایر میکردوبه بچه ها قرآن می آموخت.هر بار که ازشیراز به خانه می آمد برای بچه ها قرآن تهیه میکردوبا خود می برد.یک روز هنگام خداحافظی قرآن را آوردم وبالای سرش گرفتم.درحالی که چمدانش در دستش بود با لبخند از زیر قرآن رد شد وبا لبخند گفت:چمدانم پر از قرآن است دارید قرآن را از زیر قرآن رد میکنید.

خواب مادر:

تنها چند روز از شهادت علی میگذشت شبی در خواب دیدم علی در جایی با صفا نشسته بچه هایی به دوش حلقه زده اند واو را چون نگین انگشتر در بر گرفته اند.پرسیدم علی جان چه کار میکنی؟علی با همان نگاه سرشار از آرامش نگاهم کرد وگفت:چند روزیست آمده ام اینجا به بچه ها درس میدهم...

آری ما همه شاگرد درس ایثار وشهادتیم هر چند شاگرد خوبی برای آن بزرگواران نبوده ایم.

دست نوشته های شهید

خداوندا .....

در پیشگاه عظمت و جبروتت با تو پیمان می بندیم که این انسانهایی را که مایه فخر بشریتند و این شهیدانی را که بسیار پیش از شهادت شهید بوده اند را همیشه چون چراغی درخشان بر فراز راهمان قرار دهیم و راهی را که پیمودند ، بپیمائیم . خداوندا به اسم اعظم و خون شهیدانت با خون و جان خود سوگند یاد می کنیم که تا آخرین دم حیات برای نابودی کفر پیشه گان این عصر که رأس همه آنان شیطان خونین چنگ آمریکا و همه فرزندان و دست نشاندگان این ابلیس بزرگ است لحظه کوتاهی از پای ننشینیم و هیچ تلاش و هیچ مبارزه ای را دریغ نکنیم .



:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات , آشنایی با شهدا زندگی نامه , زندگی نامه م--ی , آشنایی باشهدا وصیت نامه , وصیت نامه م--ی , شهید علی هاشمیان , شهیدعلی هاشمیان ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید هاشمیان , طالخونچه , شهدای شهر طالخونچه , شهدای دانش آموز ,
:: بازديد از اين مطلب : 854
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 14
تاريخ انتشار : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | نظرات ()
پذیرش تبلیغات
ليست
       

تعداد صفحات : 4


خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان
هدف از ایجاد این سایت آشنایی نسل جوان باجنگ و جبهه و شهادت هست.ما رهروان شهدا تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی زندگی خودشون رو فدا کردند. به امید روزی که برای پاسداشت این بزرگ مردی ها،شهدای عزیز مون همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم. با تمامی سایت ها تبادل لینک داریم دوستان سایت ما رو که لینک کنندو خبر بدهندلینک میشن.

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت