آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن

كريم اندرابي در كردستان مجروح شد.

قرار بود بعد از عمليات به مرخصي بيايد من به ايشان زنگ زدم و گفتم:

شما هيچ وقت بد قولي نمي كرديد. ايشان فرمودند:

چون مجروح شده بودم و مي دانستم مادر و پدرم مريض هستند گفتم:

اگر بيايم و اين حال من را ببينند حالشان بدتر مي شود

قول داد هر وقت مجروحيش خوب شد به مرخصي می آيد و بعد از 15 روز وقتي كه دو پايش مجروح شده بود بازگشت.

گوينده :فاطمه حاجي بيگو



:: برچسب‌ها: شهید اندرابی , شهدای میمک , شهدای نیشابور , خاطرات ,
:: بازديد از اين مطلب : 923
|
امتياز مطلب : 1
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 6
تاريخ انتشار : دوشنبه 17 شهریور 1393 | نظرات (0)
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

کد امنیتی رفرش

پذیرش تبلیغات
ليست
       
خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت