close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات شهيد کريم‌ اندرابي
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن
خاطره 1


تقيد به انجام كامل ماموريت


شهيد كريم اندرآبي فرماندة گردان ثارالله لشكر 5 نصر بودند. ايشان كه فكر مي كنم،


بر هيچ كس از برادران پوشيده نباشد، بچه هايي كه با ايشان رفت و آمد داشتند


و يا از نزديك با روحيات ايشان سر و كار داشتند خوب او را مي شناسند. اين برادرمان


مجروح شده بود، يعني يك پايش دو تا تير و ديگري يك تير خورده بود. با اينكه كار ما


رسيدگي به امور جراحت مصدومين و مجروحين بود، اين برادر از ناحية پا مشكل داشت


و افتاده بود روي زمين و نمي توانست با آن صورت حركت داشته باشد ولي آن شمشير


برنده كه زبان باشد با صداي رسا و سيماي جذابش، بچه ها را هدايت مي كرد كه دشمن


چيزي نيست برادرها بتازيد، مقاومت كنيد. بالاخره ايشان با اينكه دو تا پايش رفته بود


و خون زيادي هم از دست داده بود و چشمانش از شدت خونريزي جايي را بطور شفاف نمي ديد


و تار بود، با همان حال، من رفتم و صورتش را بوسيدم و گفتم: برادر كريم چطوري؟ گفت:


شما را بجا نمي آورم. گفتم: اشكال ندارد حالا شما خوب شويد، بجا خواهيد آورد. سرم


به ايشان وصل بود به من سفارش كرد كه به بچه هاي جلوي خط كه با لنج مهمات مي برند، بگويم


زودتر به بچه ها مهمات برسانند دلگرمي مي داد. با اينكه روي برانكارد گرفته


بودش تا به اورژانس برسانم، بعد بچه هاي آشنا سفارش مي كرد، مقاومت كنيد. ما پيروزيم،


بصره فتح خواهد شد اما متأسفانه خبر رسيد بچه ها توي باتلاق پراكنده شده اند


و سازماندهي اول خود را از دست داده اند چون مسؤول گردان مجروح شده بود و او


را به همراه معاون - كه او هم مجروح بود - به عقب برده بودند، به همين خاطر بچه ها توي


باتلاق پراكنده شده بودند.»




گوينده :علي شوريابي




خاطره 2


لحظه و نحوه شهادت


«در عمليات عاشورا - ميمك - گردان ثارالله در نيمه هاي شب به ستون و با استفاده از


اصل غافلگيري به سمت دشمن حركت مي كرد . شهيد كريم اندرابي فرماندة گردان


به همراه تعدادي از بچه هاي اطلاعات عمليات چند قدمي جلوتر از گردان حركت


مي كرد نزديك خاكريز دشمن بوديم كه دشمن متوجه حضور ما شد و با تير بار و


خمپارة 60 شليك مي كرد ، يك گلولة خمپاره در كنار شهيد اندرابي به زمين خورد و


ايشان به سختي سرپا ايستاد . در حاليكه افرادي كه جلوي ستون بودند ، اغلب


متوجه نشدند كه ايشان مجروح شده است . شهيد اندرابي با تمام قدرت طوري


خودش را ايستاده نگه داشت كه گويي هيچ اتفاقي نيفتاده ، خيلي اصرار داشت كه


گردان را سريعتر به هدف برسانيم . اكثر رزمندگان گردان ثارالله متوجه مجروحيت شهيد


اندرابي نشدند تا اينكه كل گردان به هدف رسيدند و شهيد كريم اندرابي پس از خونريزي


زياد كه او را بي رمق كرده بود ، به زمين افتاد و به شهادت رسيد .»




گوينده :امان اله حامدي فر




خاطره 3


خواب و روياي ديگران درمورد شهيد


ايشان را در عالم خواب ديدم كه در باغي زيبايي است و من در آنجا ايستاده بودم و نگاه مي كردم


ايشان به سراغ من آمدند و دست من را گرفتند و گفتند كه بيا جاهاي مختلف اين باغ


را به شما نشان دهم و من را با تمام جاهاي باغ حضور داشته باشي و زندگي كني كه ناگهان


از خواب بيدار شدم.




گوينده :ابوالفضل فروغي راد




خاطره 4


خواب و روياي ديگران درمورد شهيد


ايشان را در عالم خواب ديدم كه در باغي زيبايي است و من در آنجا ايستاده بودم


و نگاه مي كردم ايشان به سراغ من آمدند و دست من را گرفتند و گفتند كه بيا جاهاي


مختلف اين باغ را به شما نشان دهم و من را با تمام جاهاي باغ حضور داشته باشي و زندگي


كني كه ناگهان از خواب بيدار شدم.




گوينده :ابوالفضل فروغي راد




خاطره 5


خاطرات بعد از مجروحيت


كريم اندرابي در كردستان مجروح شد. قرار بود بعد از عمليات به مرخصي بيايد من


به ايشان زنگ زدم و گفتم: شما هيچ وقت بد قولي نمي كرديد. ايشان فرمودند: چون


مجروح شده بودم و مي دانستم مادر و پدرم مريض هستند گفتم: اگر بيايم و اين


حال من را ببينند حالشان بدتر مي شود و قول داد هر وقت مجروحيش خوب شد به


مرخصي، آيد و بعد از 15 روز وقتي كه دو پايش مجروح شده بود بازگشت.




گوينده :فاطمه حاجي بيگو


:: موضوعات مرتبط: خاطرات ودلنوشته ها , خاطرات , عملیات عاشورا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید اندرابی , عملیات عاشورا ,
:: بازديد از اين مطلب : 523
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
تاريخ انتشار : چهارشنبه 19 مهر 1391 | نظرات ()
مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پذیرش تبلیغات
ليست
       
خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان
هدف از ایجاد این سایت آشنایی نسل جوان باجنگ و جبهه و شهادت هست.ما رهروان شهدا تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی زندگی خودشون رو فدا کردند. به امید روزی که برای پاسداشت این بزرگ مردی ها،شهدای عزیز مون همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم. با تمامی سایت ها تبادل لینک داریم دوستان سایت ما رو که لینک کنندو خبر بدهندلینک میشن.

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت